محمد تقي جعفري

250

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

حيات معقول اين « مىخواهم » را از خواستن طبيعى كه محصول جبرى مسير فوق است ، بالاتر مىبرد ، و آن را با تعقل و وجدان آزاد آبيارى مىكند و بمقام « مىخواهم آزادانهء خودم » مىرساند . وقتى كه مىگوئيم ، « مىخواهم آزادانهء خودم » در حقيقت مىگوئيم : عصاره اى از فعاليتهاى مادى و معنوى روح من است كه محصولى از فعل و انفعال كارگاه هستى است و چه بداند و چه نداند زير سلطه و آگاهى خداوند هستى آفرين است . بدين ترتيب ماهيت و نقش علم در « حيات معقول » كه آبيارى كنندهء اين « مىخواهم » است روشن مىگردد . علمهائى كه براى آبيارى كردن اين « مىخواهم » بروز خواهد كرد ، شعاعى از اشعهء الهى است كه بوسيلهء حواس و مغز و طبيعت و آزمايشگاهها بر جوامع انسانى تابيدن خواهد گرفت و نزاع و كشمكش جهان بينى و ايده ئولوژى و « آن چنان كه هست » و « آن چنان كه بايد » را با كمال روشنى پايان خواهد داد . 6 - جهان بينى در حيات معقول عكس بردارى محض از جهان برونى و درونى چيزيست و شناخت جهان با ارزيابى ابزار و وسائل شناخت و تعيين موقعيت خود انسان درك كننده كه قدرت اشراف به جهان دارد ، چيزى ديگر . يك آيينهء بسيار بزرگ كه بتواند همهء كيهان را از آغاز انفجار كهكشانها تا اين ساعت در خود منعكس كند ، بدون آگاهى به خود انعكاس و تعيين كيفيت و كميت دخالت عواملى كه پيرامون آيينه را گرفته است ، غير از آن جهان بينى است كه مىتواند با حفظ وحدت هستى ، بعد رياضى آن را از بعد زيبائى آن تفكيك و مورد تحليل قرار بدهد و امكان دگرگونى آن ديدگاه را بوسيلهء عوامل دگرگون كننده و قوانين حاكم بر آن را بشناسد . از طرف ديگر يك نمود در يك نوار بسيار طولانى فيلم هر اندازه هم بزرگ و داراى ابعاد زيادى باشد ، توانائى آگاهى به محتويات همهء آن فيلم